سديد الدين محمد عوفى

362

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و علا بر ما ببخشود و ما را نعمت داد مصلحت ما در آن است « 1 » كه دست به اكرام « 2 » برگشائيم و شكر نعمت « 3 » حق جلّ و علا به‌جاى آريم تا اگر « 4 » نعمت برود « 5 » نام « 6 » نيكو و ثواب آخرت باقى بماند ، كه نكونامى بهتر از نعمت فانى است « 7 » . چون مرد آن نصيحت از عيال خود بشنود دست به بذل و احسان برگشاد « 8 » و در حق محتاجان انعام و ايادى « 9 » بسيار « 10 » كردن گرفت و چون عمر ايشان نيمى « 11 » بگذشت منتظر زوال نعمت مىبودند . شبى شاكر نعمت « 12 » به خواب ديد كه او را گفتند « 13 » : تو شكر نعمت به جاى آوردى و در حق بندگان ما احسان واجب كردى از كرم ما نسزد كه نعمت از تو بازستانيم و شما را « 14 » در پيرى و ضعيفى به « 15 » محنت « 16 » درويشى « 17 » مبتلا « 18 » گردانيم . اگر نعمت شما را زوال « 19 » بودى شما را از حضرت ذو الجلال توفيق « 20 » احسان و اجمال « 21 » نبودى اما « 22 » چون شما شاكر بوديد « 23 » جزاى شاكران زيادتست نه زوال . پس عاقل آنست كه به شكر نعمت كوشد نه به زيادتى مال . بيت به كسب نام نكو كوش نه به كسب درم * كه نام نيك ترا به ز گنج‌هاى روان

--> ( 1 ) متن و مج : بود ( 2 ) مج + و اطعام ( 3 ) مج - نعمت ( 4 ) متن و مپ 2 - اگر ، بنياد : چون ( 5 ) متن و مپ 2 : بروز ( 6 ) متن و مپ 2 - نام ( 7 ) متن و مپ 2 - فانى است ، مج - است ( 8 ) مج : شاكر نصيحت عيال بشنود و دست به بذل و احسان بگشود ( 9 ) مپ 2 : اكرام ( 10 ) متن + ادا ( 11 ) متن : نيمه ، مج : نيمه عمر ايشان ، بنياد : نيمه از عمر ايشان ( 12 ) مج - نعمت ( 13 ) مج : و چنان خطاب شنيد كه ( 14 ) متن - را ( 15 ) متن : در ( 16 ) متن و مج - محنت ( 17 ) مپ 2 - و ضعيفى به محنت درويشى ( 18 ) متن : محتاج ( 19 ) مج ، زوالى ، مپ 2 - زوال ( 20 ) متن و مپ 2 و بنياد - توفيق ( 21 ) متن و مپ 2 و مج : اعمال ( 22 ) متن : كه ما ، مپ 2 : كه از ما ( 23 ) متن و مپ 2 و مج - چون شما شاكر بوديد